ژازه تباتبایی
مزدیسا
مزدیسا
مزدیسا
مزدیسا
۱۳۸۹ چهارشنبه ۱۷ شهریور
آقای اووف
 
 
آرشیو خبر »»عناوین خبر »»جستجو »»
1387/08/21قصه‌های عجیب
دومین جلد قصه‌هایی که امیرمهدی حقیقت ترجمه کرده است، انتخاب شده از بین داستان‌های نویسنده‌های بزرگ هستند، نام‌های بزرگ می‌آیند تا داستان‌هایی بیشتر مناسب نوجوان‌ها را تعریف کنند. داستان‌هایی جذاب و البته غیرمنتظره.
 

قصه‌های جیبی 2

...

گردآوری هل کرسول

انتخاب و ترجمه: امیر مهدی حقیقت

...

تهران:‌ نشر ماهی. چاپ دوم: بهار 1387. 2500 نسخه. 132 صفحه. 1400 تومان. جیبی. مصور.

...

فهرست داستان‌ها:

...

بستنی هوش. پاول جنینگز

دختری که درخت هلو را بوسید. الینور فاجئون

پچ‌پچ بچه. ویوین انکاک

کت جادویی. دینو بوتزاتی

دریایی برفراز آسمان. توماس رایت

سرگذشت خون‌آشام ساسکس. سر آرتور کنان دویل

طاق‌نماهای سبز. جوان آیکن

پلیکان. آن پیلینگ

...

پشت جلد کتاب:

...

منتظر چیز‌های غیرمنتظره باش!

این کتاب غیرعادی با بستنی‌های عجیب و غریب، دریاهای توی آسمان، کت‌های جادویی، زنان خون‌آشام و کلی چیز دیگر پر شده.

مراقب باش نترسی!

...

متن معرفی کتاب:

...

قصه‌هایی برای ترس و لرز! دنیاهای فراطبیعی! این ویژه‌گی‌یی‌ست که قصه‌های دومین جلد قصه‌های جیبی را به هم متصل می‌کند:‌ این که می‌خواهند ذهنت را به چالش بکشند و چیز‌های عجیب و غریب نشان‌ت بدهند. دومین جلد قصه‌هایی که امیرمهدی حقیقت ترجمه کرده است، انتخاب شده از بین داستان‌های نویسنده‌های بزرگ هستند، نام‌های بزرگ می‌آیند تا داستان‌هایی بیشتر مناسب نوجوان‌ها را تعریف کنند. داستان‌هایی جذاب و البته غیرمنتظره. 

پاول جنینگز داستان پیرمردی را می‌گوید که بستنی‌های جادویی می‌فروشد و پسری که حسادت نابودش می‌کند. فارجئون، یک قصه‌ی عامیانه‌ی ایتالیا را بازگو کرده، جایی که ایمان یک دختربچه باعث نجات یک ده‌کده می‌شود، الکاک، خواننده‌اش را به دنیای ارواح می‌برد و دینو بوتزاتی، یکی دیگر از آن داستان‌های خیره کننده‌اش را عرضه کرده: داستان کتی که هی از جیب‌ش پول در می‌آید. توماس رایت، خرافات کهن را زنده کرده و خالق شرلوک هولمز، پای خون‌آشام‌ها را به میان می‌کشد. آیکن،‌یک داستان عرفانی نشوته و پیلینگ، مرز‌های دنیاها را می‌شکند تا داستان یک پلیکان را برای‌مان بگوید. 

قصه‌های عجیب زیبا، ترسناک و اعجاب‌آور است. کتاب برای کودکان نوشته شده ولی آدم بزرگ‌ها هم از خواندن آن کیف خواهند کرد.

...

بریده‌یی از کتاب:

...

«نکش تام. میندازی می‌شکنیش.»

«آخ! دستمو وشگون نیگر!»

جیغ تام در دره‌ی ساکت پیچید،‌ و پرنده‌ی روی تخته سنگ ناگهان تکان خورد، بال‌ها را باز کرد و به طرف پایین رودخانه پرید.

مادر گفت «نگاهش کنین! باورم نمی‌شه!»

جیلیان آهسته گفت «چی بود این؟‌واقعا انگار که ...»

صدایی از پشت سرشان گفت «من می‌دونم دارید از چی حرف می‌زنید. حتما پلیکان رو دیدین.» همان مرد جوانی بود که در کلیسا دیده بودند.

(صفحه‌ی 120 و 121 کتاب.)

 

منبع خبر:  مصطفی رضیئی      |         1113  کلیک         |       
        |      
 
ارسال نظر
   نام:     پست الکترونیک:  
  وب سایت:پست الکترونیک من نمایان باشد
    نظر:  
 
گروه های خبری
  • رویدادها
  • موزه ها
  • فراخوان
  • دنیای اینترنت
  • میراث فرهنگی
  • شبهای بخارا
  • دیدگاه
  • هنرهای تجسمی
  • هنرهای تزئینی
  • هنرهای سنتی
  • هنرهای نمایشی و سینما
  • موسیقی
  • نقد فیلم
  • گفتگو
  • آرشیو رویدادها
  • تکنولوژی
  • معرفی و نقد کتاب
    ورود به سایت 
    مخصوص هنرمندان
    نام کاربری :
     
    رمز عبور :
     
    کلیه حقوق این وب سایت محفوظ و متعلق به بانک هنرمندان ایران می باشد.
    هرگونه برداشت از مطالب و مقالات مزدیسا تنها با اجازه کتبی میسر است و خارج از آن نقض حقوق مولفین محسوب می گردد و قابل پیگیری است.

    این وب سایت توسط شرکت مهندسی آتیه پرداز طراحی گردیده است.